اخبار > مطالعات امكان سنجي

صفحه اصلی > اخبار 


  چاپ        ارسال به دوست

مطالعات امكان سنجی
Feasibility Study

مطالعات امكان سنجي

از نگاه سازمانی(Enterprise)، مدیریت سرمایه‌گذاری سازمان می‌بایست طرح‌هائی را به اجرا گذارد که مطابق با اهداف راهبردی سازمان و دارای جذابیت‌های مورد انتظار سهام‌داران باشد. فرآیندهای ارزیابی و امکانسنجی طرح‌های سرمایه‌گذاری صرفا به ماژول‌های مطالعات مالی و اقتصادی محدود نمی‌شود بلكه مطالعات استراتژیك، فنی، بازار و ریسك نیز از بخش‌های اصلی این نوع گزارشات هستند كه با یكدیگر در ارتباطند و اصطلاحا طرح تجاری (Business Plan یا Business Case) نامیده می‌شود. با توجه به مرکزیت مطالعات سرمایه‌گذاری در حوزه راهبردی سازمان، ارتباط ماژول‌های مطالعاتی امکان‌سنجی طرح‌های سرمایه‌گذاری را می توان با نمودار زیر نمایش داد:

به طور کلی سازمان‌ها در کنار کسب‌وکار جاری خود در راستای اهداف راهبردی، به صورت مستمر در حال ایجاد و رشد کسب‌و‌کارهای جدید می‌باشند. این کسب ‌و کارهای نو همان سرمایه‌گذاری‌ها و پروژه‌های توسعه‌ای سازمان هستند که به صورت مداوم در سبد سرمایه‌گذاری‌ها (Enterprise Investment Portfolio) و پروژه‌های (Enterprise Project Portfolio) سازمان قرار می‌گیرند.

بنابراین پیش از اقدام به انجام مطالعات امکان‌سنجی طرح‌های سرمایه‌گذاری جاری سازمان، باید به فکر ایجاد بستری از فرآیند‌های مستند و مدون جهت مدیریت سرمایه‌گذاری‌ها و پروژه‌های سازمان بود. به زبانی دیگر، سازمان ابتدا باید متدلوژی مدیریت سرمایه‌گذاری‌ها و پروژه‌های خود را انتخاب و پیاده‌سازی نموده و سپس فرآیندهای آن را به صورت دستورالعمل‌های اجرائی در سطح سازمان جاری سازد تا کیفیت اجرای تمامی فرآیندهای زیر مجموعه ابرفرآیند مدیریت سرمایه‌گذاری‌های سازمان از جمله فرآیند مطالعات امکان‌سنجی طرح‌های سرمایه‌گذاری در چارچوبی مدون تضمین گردد.

  • اصول نتيجه‌گيري

معمولاً براي نتيجه‌گيري از يک مطالعه ابتدا مي‌بايست شاخص‌هائي را محاسبه نمود و سپس بر اساس مقادير شاخص‌ها و معيارهاي پذيرش قضاوت کارشناسي را پايه‌ريزي کرد همانند فرآيند کنترل کيفيت يک قطعه توليدي که نخست تلرانسي براي فاصله دو نقطه از قطعه تعريف مي‌گردد و گوياي رد يا پذيرش آن قطعه خواهد بود.

در مطالعات امکان‌سنجي، در صورت دارا بودن شرايط پذيرش يک طرح سرمايه‌گذاري بواسطه بررسي شاخص‌هاي آن، از واژه "جذابيت" ويا "توجيه پذيري" استفاده نمائيد. معمولا به اشتباه واژه "سودآوري" به کارگرفته مي‌شود که از ديدگاه تخصصي مردود است. به عنوان مثال اگر شما بتوانيد با سرمايه‌‌هاي خود در کسب و کار کنوني ماهانه يک ميليون تومان بدست آوريد و طرح سرمايه‌گذاري ديگري با سودآوري ماهانه پانصدهزار تومان به شما پيشنهاد گردد از شواهد پيداست که طرح سرمايه‌گذاري پيشنهادي براي شما جذابيتي ندارد اما به هر حال اين طرح سودآور است!.

"نرخ سود" که به شکل شاخص‌هاي مختلفي محاسبه مي‌گردد معمولا از "جدول سود و زيان" براي هر دوره از سرمايه‌گذاري استخراج شده و جزء شاخص‌هاي "مديريت مالي" است و به عنوان شاخصي کمکي و مکمل در ارزيابي طرح‌هاي سرمايه‌گذاري(نمايشگر کارائي طرح) و در کنار شاخص‌هاي "مهندسي مالي" (همانند NPV و IRR) بکار گرفته مي‌شود.

  • ارزش زماني پول (Time value of money)

آيا ارزش پولي 1000 تومان 20 سال پيش با ارزش 1000 تومان امروز يا 20 سال بعد يکي است؟ توجه داشته باشيد که مقدار و حجم نقدينگي در طي زمان يکسان مي‌ماند اما ارزش و قدرت مبادله آن دستخوش تغيير مي‌شود:

 

به مثال ذيل توجه نمائيد:

اگر يک کارمند در سال 1360 مقدار 1000 تومان سرمايه داشت:

با فرض نرخ سود بانکي متوسط: 12%

سرمايه کنوني کارمند(سال1390)  = 30^ (12%+1) * 1000 = 30.000تومان

هزينه فرصت از دست رفته سرمايه کارمند(تا سال 1390) =  1000 - 30.000  = 29.000 تومان

فارغ از مسئله تورم و بي‌ارزش شدن پول، با فرض اينکه سرمايه‌گذاري در بانک براي اين کارمند مناسب‌ترين موقعيت سرمايه‌گذاري بوده است او با هزينه فرصت سرمايه‌گذاري از دست رفته‌اي مواجه مي‌باشد. حال اگر يک بازرگان با فرصتهاي سرمايه‌گذاري بهتري را جايگزين کارمند نمائيم قائدتا هزينه فرصت از دست رفته مذکور مي‌بايد افزايش يابد. پس به طور کلي مي‌توان نتايجي را از اين مثال ساده عنوان نمود:

·  ارزش زماني پول معمولا به دلايل "تورم" و "خواب سرمايه" تنزل مي‌يابد.

·  معمولا کاهش(تنزيل) ارزش زماني پول براي سرمايه‌گذار از لحاظ "تورم" به دلايلي خارج از اختيارات او و از لحاظ "خواب سرمايه" به دلايلي در حيطه اختيارات او بوجود مي آيد.

·  هر شخص حقيقي و حقوقي در معرض تغييرات ارزش زماني پول خواهد بود.

·  حتي در اقتصادهاي بدون تورم نيز مسئله ارزش زماني پول مصداق کاملي دارد.

·  سرمايه‌گذار با استفاده از فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري خود سعي مي‌کند ارزش زماني پول خود را ابتدا حفظ نموده و سپس ارتقا بخشد.

·  نسبت هزينه فرصت سرمايه هر سرمايه‌گذار متناسب خواهد بود با بازده کسب‌وکار جاري و فرصتهايسرمايه‌گذاري او.

در مطالعات امکان‌سنجي نرخي را به نمايندگي نسبت هزينه فرصت از دست رفته (Opportunity Cost of Capital) سرمايه‌گذار تعريف مي‌نمايند که متناسب با نسبت بازده فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري پيش روي هر سرمايه‌گذار تخمين زده مي‌شود. اين شاخص، نرخ تنزيل(%Discounting Rate) نام دارد. اين نرخ معمولا به صورت سالانه محسبه مي‌گردد. بنابر اين به طور کلي:

·  نرخ هزينه فرصت سرمايه‌گذار(نرخ تنزيل) نمايانگر ارزش زماني پول سرمايه‌گذار است.

·  هرشخص حقيقي يا حقوقي نرخ تنزيل خاص خود را دارد.

·  مقدار نرخ تنزيل متناسب خواهد بود با بازده مناسب ترين کسب‌وکار قابل دسترس سرمايه‌گذار و در شرايط زماني مختلف مي‌تواند متغير باشد.

·  نرخ تنزيل حداقل انتظار بازدهي سرمايه‌گذار از طرح‌هاي سرمايه‌گذاري در يک دوره زماني مشخص(عموما سالانه) است.

آخرين نتيجه‌گيري را مجددا مرور نمائيد زيرا مبنا و شاخصي است براي ارزيابي جذابيت طرح‌هاي سرمايه‌گذاري پيشنهادي، اينکه آيا طرح‌هاي پيشنهادي سرمايه‌گذاري حداقل انتظار سرمايه‌گذار جهت کمينه نمودن هزينه فرصت سرمايه‌گذاري را برآورده مي‌کنند يا خير.


٢٢:١٦ - 1396/12/09    /    شماره : ٨٧٨    /    تعداد نمایش : ٢٠٣



خروج